محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2345

مرآة البلدان ( فارسى )

زياد مىشود و اسباب خرابى كلى است . اهالى بدخشان تاجيك يعنى ايرانى الاصل مىباشند و شيعىمذهب و طورى مهماندوست و غريب‌نوازند كه در مملكت بدخشان تقريبا فروختن نان معصيت بزرگ است . زبان اهالى فارسى است و جميع عادات و رسوم ايشان همان عادات و رسوم اهالى ايران است . در اين مدت كه اتراك ، اغلب بلاد جيحون را متصرف شدند بدخشانيها به‌هيچ‌وجه من الوجوه آنها را به خود راه ندادند و متأدب به آداب و رسوم آنها نشدند . معادن لعل بدخشان مشهور است و قديم الايام در آنجا كار مىكرده‌اند و معادن لعل در كنار جيحون واقع شده . بدخشانيها در باب استخراج لعل از معادن عقيدهء غريبى دارند و مىگويند لعلى كه از معدن استخراج مىشود بايد جفت باشد و بر فرض كه يك قطعه لعل در معدن پيدا شود بايد معدنچى آن را پنهان كند تا جفت او پيدا شود . يا بايد او را از ميان دو نيم نمايد تا فرد نباشد . نيز در سواحل جيحون در اغلب نقاط على الخصوص در بدخشان معادن لاجورد زياد است كه به چين و ساير بلاد مىبرند . ناحيهء پامير كه سرچشمهء جيحون از آنجاست ميان بدخشان و ياركند است و در وسط اين ناحيه در ناحيهء سارىگل اصل سرچشمه واقع مىباشد و در پامير يك نوع حيوانى يافت مىشود كه آن را هم راس و هم كوشكار « 1 » مىگويند . از گاو بزرگتر و از اسب كوچكتر و سفيدرنگ است و پشم زياد در سر و گردن او روئيده . شاخ هم دارد . گوشت آن بسيار لذيذ و قرقيزها از اين حيوان شكار مىكنند . امير تيمور و نادر شاه در يك نقطهء جيحون جسر بسته و عبور كردند و آن نقطه در حوالى كيلف يا كيليف بوده در طرف شمال بلخ و بهترين نقاط است به جهت بستن جسر . زيرا كه هم مجرا تنگ است ، هم دو طرف سنگ و اصل بستر رودخانه هم سنگ مىباشد . گل و شن ندارد و به خوبى در اين محل مىتوان جسر ساخت .

--> ( 1 ) - همان غژغاو است كه به نام ياك خوانده مىشود و در حقيقت گاو موىدار است مخصوص كوهستانهاى تركستان شرقى و پامير . پرچم كه نمودار شأن و شوكت سرداران ترك بوده منگوله‌اى بوده است از موى دم همين حيوان بر سر نيزه . پاشاهاى ترك به تناسب اهميت از يك تا چند پرچم حمل مىكردند .